ذبيح الله صفا
211
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه در آن مدرّسان و معيدان و طالب علمان بتدريس و تحصيل مشغول بودند و خادمانى خدمت آنان مىكردند . در وقفنامهء اين مؤسسات شرط بود كه براى مرمت آلات رصد خانه و خرج احياء نسخ بيت القانون از محل اوقاف آنچه لازم است داده شود و هر جماعت از سادات و عالمان و حكيمان در بقاع مذكور موظف و متوطن باشند و بىضرورت شرعى غيبت نكنند « 1 » . ابن بطوطه اين مدرسه را نيز ديده و از آن نام برده است « 2 » . بعد از غازان خان جانشين او سلطان محمد خدابنده ( اولجايتو ) نيز ازو پيروى كرد و بر گرد مقبرهء بزرگى كه براى خود در شهر سلطانيه ساخت بناهاى مختلف و از آن جمله مسجدها و خانقاهها و مدرسهها و دار السياده برآورد و ملكهايى بر آنها وقف كرد كه حاصل آن در عهد دولت وى به صد تومان ( هر تومان ده هزار است ) مىرسيد و نيابت توليتش را بخواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير داد . درين مؤسسات ده مدرّس و بيست معيد و صد طالب علم و بيست صوفى و دوازده حافظ قرآن و هشت مؤذّن و چهار معلم ( آموزگار كودكان ) كار مىكردند و ماهانه هر مدرس را هزار و پانصد دينار و هر معيد را هفتصد و پنجاه دينار و هر طالب علم و صوفى و حافظ و مؤذن و معلم كتّاب را صد و بيست دينار مىدادند « 3 » . سلطان محمد خدابنده علاوه برين مدرسه كه گفتهايم مدرسهء سيّارى بهمراه خود در اردو داشت كه وصّاف از آن بنام « مدرسهء سيّار سلطانى » ياد مىكند و در آن عالمان بزرگ بتدريس مشغول مىشدند و براى اين علما و طالبان علم مشاهره و راتبه مقرر بود و نيز براى حركت آنان در اردو بارگى از طرف ايلخان داده مىشد و هرجا كه اردو متوقف مىگشت اين مدرسهء سيار نيز توقف مىنمود و به كار خود مىپرداخت . علاوه برين
--> ( 1 ) - حبيب السير چاپ تهران ج 3 ، 1333 شمسى ، ص 188 ( 2 ) - رحلهء ابن بطوطه ج 1 ص 147 ( 3 ) - نفايس الفنون چاپ كتابفروشى اسلاميه ج 2 ص 257 - 258